درباره من
در گذشته مسیرهای مختلفی را تجربه کرده ام ولی اگر در مسیرم انسان تاثیرگذاری می بودم احساس خوبی داشتم مثلا یکی از کارهایی که انجام داده ام فیلمسازی بود و به این شکل فکر می کنم تاثیرگذار بودم، ولی خب زندگی من به شکلی نبود که از همان ابتدا این مسیر را دنبال کنم چون در گذشته اعتماد به نفس پایینی داشتم و مطمن نبودم مسیر درستی را انتخاب می کنم برای همین نیاز داشتم از طرف خانواده ی خود تشویق شوم ولی این نیاز برآورده نشد.

رشته ی علوم آزمایشگاهی را انتخاب کردم و بعد از لیسانس متوجه شدم محیط کارم را دوست ندارم ، بعد از بررسی رشته های مختلف تصمیم گرفتم ارشد آناتومی بخوانم به هدف این که در ادامه دکترای بیولوژی تولیدمثل را انتخاب کنم ولی بعد متوجه شدم مسیرم اشتباه است و ترم سه از دانشگاه انصراف دادم.
مدتی در آزمایشگاه کار کردم هر روز قبل از این که سرکار بروم با خود می گفتم به کجا می روم و ناراحت بودم سرانجام از کار خود استعفا دادم ، با خود می گفتم تا زمانی که در مسیر درست قرار نگیرم به جستجو ادامه خواهم داد، شاید در وجود خود فکر می کردم انسان اگر بخواهد مسیرش را بیابد ممکن است ساده نباشد.
به کتاب های مختلف در اکثر موضوعات مثل روانشناسی ، فلسفه ، تاریخ ، بازاریابی و… پنا بردم ، کتابی خواندم درباره کوچینگ ، کمی نیز در اینترنت اطلاعات کسب کردم، احساس خوبی نسبت به کوچینگ پیدا کردم و تصمیم گرفتم در مدرسه فراکوچ ، کوچینگ بخوانم وسپس در مدرسه کوچینگ ویز ،هر چقدر جلوتر می رفتم متوجه می شدم استایل کوچ بودن مناسب من است و از این که می توانستم انسان ها را همراهی کنم تا موفق شوند احساس رضایت داشتم.

در حال حاضر مراجع می بینم همزمان در رشته سینما در مقطع ارشد مشغول ادامه تحصیل هستم و اگر فرصتی پیش آید با ارگان ها یا سازمان ها همکاری می کنم از جمله مدرسه که درس تفکر پژوهش و ایده پردازی را تدریس می کنم در درس تفکر دانش آموزان را برای تقویت مهارت های زندگی همراهی می کنم و در ایده پردازی هم همراهشان هستم تا براساس استعدادشان ایده ای را به مرحله اجرا برسانند مثلا ربات بسازند.